تبليغاتX
دل نوا - دگر نفسی نمانده

دگر نفسی نمانده

خواهش

قدیمترها تو کتاب تعلیمات اجتماعی میخواندیم "خانواده مهمترین رکن اجتماع است" من ساده از کنار این جمله عبور کردم...حتی خندیدم به این حرفهای تکراری...آن روزها نمی دانستم حقیقت جز این نیست.

بدتر از همه قرآن را هم نفهمیدم...این همه اصرار به تقویت این بنیان محکم...سوره ی نور را که سوره ی خانواده است خواندم اما ساده از کنارش عبور کردم...

اما امروز...

امروز خوب میدانم که سلام بی جواب یعنی چه...

چه زود فاصله ها دورمان کرد...

تنها گفتگویمان شد: ناهار خوردی؟!...بیا قرصهاتو بخور!...چه قدر حرف داشتم برای گفتن...چه قدر گفتم و اعتنایی نکردی...

       هوای خانه مان سرد شده...تو که میدانستی من سرماییم! پس چرا؟...

اگر مرا باور نداری...اگر شک ذره ذره وجودت را گرفته...ومن متهمتر از همیشه...اگر...

من به خود حق نخواهم داد اندکی از عهدم با خدا بکاهم و فردی نخواهم شد که تو با تردید از من در ذهنت ساختی...

و میترسم از فردا...

پی نوشت:تو را قسم میدهم تا کنارم باشی...تو تنهایم مگذار...چون همیشه فرمانده قلبم باش...

شهیدهمت

!! نوشته شده توسط ساقی | 8 | دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 •