تبليغاتX
دل نوا - این منتظریون؟

این منتظریون؟

درمسجد جمکران قم اعمال را به جا آورده و با همسرم می آمدم دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده و قصد دارند به طرف مسجد بروند گفتم این سید در هوای گرم تابستان از راه رسیده تشنه است.ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد.پس از آنکه ظرف را پس داد گفتم: آقا شما دعا کنید فرج امام زمان (عج) را از خدا بخواهید تا امر فرج نزدیک گردد.

فرمودند:

"شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی ما را نمیخواهند.اگر بخواهند دعا میکنند و فرج ما میرسد"

پی نوشت: این خاطره برگرفته از کتاب شیفتگان حضرت مهدی بود.

حساب نوشت : اون قدیمها وقتی دبستان بودم موقع عدد نویسی فکر میکردم ۱۰تا خیلی زیاده.بعدش فهمیدم ۱۰۰تا.تا اینکه یه چیزی به اسم بی نهایت رو یاد گرفتم.حالا دارم با خودم کلنجار میرم که مگه ۳۱۳ تا خیلی زیاده؟!

دیوونه نوشت : 

سایه تون سنگینه مولا

غم نشسته تو نگاتون

کوچه خیلی وقته مونده

چشم به راه قدماتون...

همیشه با این نوا دلم میلرزه...

سیم پیچ ما رو از روز ازل اینطوری بستن دیگه! غیر این وصل نمیشه...

عیدی نوشت: تبریک میگم این عید عزیز رو فقط به کسانی که برام دعا کنند و از فاطمه(س) برام عیدی بگیرند

 

!! نوشته شده توسط ساقی | 9 | یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 •