کی میتوان نگفتن؟...کی میتوان صبوری؟...
آرام و عاشق...
نمیدونم چه طور به گروهشون رسیدم.
همیشه دلم میخواست همسفرشون باشم...

زایرین پیاده که هر سال به سمت حرم امام خمینی (ره) حرکت میکنند...
یادم افتاد به او هم بگویم...شماره اش را گرفتم تا همراهمان شود...
این چه صداییست؟ صدای ویبره ی موبایل!!!خودش بود...اما بیدارم کرد...
کاش تا آستانه ی ضریح میرفتم...میرفتیم...
قبلا...زمان بچه گی رفته بودیم.عجب شبی بود...شیرین و به یاد ماندنی...
کاری با حرم نداشتیم.ما بازیمان را میکردیم! فضای سبز و شیطنت! سنگ فرش و سکه بازی!
حالا همه ی یادگاری ها ضمیمه ی عشقی بزرگتر شده...ارادت به روح الله...
پی نوشت مهمتر از نوشت ۱: این روزها اطفال جگر گوشه ی پدر و مادر تا زمان بلوغ از فضای مسجد و
هیات و...دورند.بچه ام سرما میخوره!! شب دیر میخوابه!! درسش چی؟! چه طور میشه ناگهانی هنگام
تکلیف فرزند گریز پا رو وارد دین کرد؟! خاطرات چای ریختن هیات و علم گرفتن دسته هاست که بچه ها
رو انیس حسینیه میکنه...
پی نوشت مهمتر از نوشت ۲ :حرم روح الله چند تا مناره داره؟ گلدسته های مصلی یادته؟ اتصال زمین
است به آسمان به گمان طراح!!!

پی نوشت مهمتر از نوشت ۳ : یادواره ی شهدای دانشگاه تهران!! باحضور کت و شلواریان!! بدون فضای
خاکی و صمیمی شهدا!!! رسمی و تجملی...میدونی خرج مراسم چه قدر بود؟... طراحی نمایشگاه به
عهده ی دوستانم بود.من هم رفتم ببینم چه خبره! بچه ها لیست موارد مورد نیاز رو دادند.مسئول کل!!
میگفت هرچی لازمه بگید چک میکشم.تهیه میکنیم! یاد همایشهای کوچک خودمون افتادیم...چه قدر
موقع حساب کتاب کم میآوردیم...آخرش بچه ها از جیب مایه میگذاشتن...
یادواره ی سربازان خمینی(ره)!!!
پی نوشت مهمتر از نوشت ۴ : راه امام (ره) چی بود؟ چه طور میتونیم رهرو باشیم؟
لطفا هرکسی این پست رو میخونه جواب بده.بدون شعار و چندتا کلمه ی قلمبه سلمبه!! نمونه ی
موردی بیان فرمایید لطفا!
بعد نوشت: امروز یعنی ۱۴ خرداد یعنی روز ارتحال حضرت امام (ره) مهمون داریم!!! ضدحال! ضد پذیرایی!! ضد همه چی!!! پاسخگویی به نظرات و سر زدن به دوستان عزیز با کمی تاخیر صورت خواهد گرفت.شرمنده! فقط بیان نمونه یادتون نره!


